تبلیغات
گفتگوی دینی - فلسفه ی بلاها و حوادث ناگوار

http://up.vbiran.ir/images/kvvv99w484ezf4gex3.jpg

تماس با مدیر
ایمیل : Skipper.2012@Yahoo.Com

اطلاعیه : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
اطلاعیه : با عرض سلام و احترام به اطلاع میرسانیم به زودی و پس از اتمام سلسله مباحث گناه شناسی، مسابقه ای در همین رابطه برگزار خواهیم کرد و جوایزی به نفرات برگزیده اهدا خواهد شد ان شاء الله.

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

از زمان های قدیم تا امروز عده ای ناآگاه بر عدالت خداوند خرده گرفته اند و مسائلی از قبیل " وجود حوادث ناگوار مانند زلزله و ... " را بیان کرده اند. تا آنجا که با استدلال به این مسائل تا بحث انکار وجود خداوند پیش رفته اند.
خلاصه و نکاتی از این مطلب :
1- بیشتر مواقع ما انسان ها در قضاوتهای خود نسبت به پدیده ها، رابطه ی آنها با خودمان را در نظر میگیریم.
2- خداوند " شر مطلق " نیافریده است.
3- بدون شک قسمتی از حوادث ناخوشایند زندگی برای نابودی زندگی همراه با غرور است.

4- سیاستمداران قوی آنهایی هستند که با مشکلات و بحران ها دست و پنجه نرم کرده اند.
5- هدف، چیزی جز تکامل یافتن انسان در تمامی زمینه ها نیست.
6- بطور کل زندگی یکنواخت، خسته کننده و بی روح و مرگبار است.

 برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید .

برای روشن تر شدن بحث، آن را در 6 عامل بررسی میکنیم :
1- قضاوت نسبی و معلومات محدود : اگر دقت کنید بیشتر مواقع ما انسان ها در قضاوتهای خود نسبت به پدیده ها، رابطه ی آنها با خودمان را در نظر میگیریم مثلا میگوییم فلانی خیلی قوی است یعنی فلانی نسبت به ماها خیلی قوی تر است. اگر بارانی در منطقه ی ما ببارد که اثراتی منفی بر جای بگذارد ما به آن بلا میگوییم. اگر هنگام رد شدن از خیابان، غبار و خاک یک ساختمان در حال ساخت به ما بخورد " اَه " میگوییم در صورتیکه فکر این را نمیکنیم که این ساختمان به بیمارستان تبدیل میشود و برای هزاران بیمار مفید است یعنی در واقع بدی یا خوبی این مطلب را از دید و در نسبت با خودمان بررسی کرده ایم.
خداوند در قرآن کریم میفرماید : و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (1) یعنی بهره ی شما از علم و دانش اندک است. بنابراین نباید در قضاوت ها عجله کنیم. حوادث جهان مانند حلقه های زنجیر به هم پیوسته است. اگر امروز در شهر ما توفانی می وزد، این توفان با مسائل گذشته، مسائل آینده و مناطق دیگر در ارتباط است پس اشتباه است اگر فقط دست روی نقطه ای از آن بگذاریم و درباره ی آن قضاوت کنیم.
خداوند " شر مطلق " نیافریده است اما اگر حادثه ای رخ داد که هم جنبه ی " خیر " و هم جنبه ی " شر " داشت و جنبه ی خیر آن بیشتر بود بی مانع است مانند یک عمل جراحی که از جهت هایی ناراحت کننده و از جهت هایی مفید است بنابراین " خیر نسبی " است.
در اینجا مثال زلزله را بررسی میکنیم. دانشمندان در این باره نظریه هایی داده اند که آیا زلزله مربوط به حرارت و بخارهای زمین است یا نیروی جاذبه ی ماه به پوسته ی خشک و جامد زمین عامل این مطلب است ؟ ما باید در هر دو صورت جنبه های خیر آن را هم در نظر بگیریم مثلا در مورد اول باید بدانیم که حرارت درون زمین چه اثراتی در منابع نفتی که مهمترین ماده ی انرژی زا در روزگار ماست و همچنین تولید زغال سنگ میگذارد. و در مورد دوم باید بدانیم نیروی جزرومد حاصل از جاذبه ی ماه چقدر برای زنده نگه داشتن آب دریاها و موجودات آنها مفید است. میتوان نتیجه گرفت که هر دو صورت، خیر نسبی است.
2- حوادث ناخوشایند و هشدارها : شاید شما هم افرادی را دیده باشید که وقتی غرق لذت های دنیایی هستند یک نوعی از غرور و خودبینی به سراغ آن ها میرود و یک سری از مسائل مهم انسانیت را فراموش میکنند. بدون شک قسمتی از حوادث ناخوشایند زندگی برای نابودی این نوع زندگی همراه با غرور است.
رانندگان با تجربه از راه های صاف و هموار که هیچ پیچ و خم و فراز و نشیبی ندارد شکایت میکنند و میگویند این جاده ها خطرناک است زیرا یک حالت خواب زدگی در راننده ایجاد میشود. حتی بعضی از کشورها در جاده ها دست اندازهای مصنوعی برای جلوگیری از این خطرات ایجاد کرده اند. مسیر زندگانی انسان دقیقا همین گونه است. اگر در بعضی مواقع حادثه ی نامطلوبی پیش نیاید آن حالت غفلت در وجود او پیدا میشود. البته هرگز بیان نمیکنیم که انسان خودش برای خودش حادثه های تلخ و شوم را ایجاد کند بلکه گفته میشود که فلسفه ی قسمتی از این حادثه ها، برای جلوگیری از غرور و غفلت اوست. خداوند در قرآن کریم میفرماید : فاخذناهم بالبأساء والضراء لعلهم یتضرعون (2) ما آن ها را به حوادث سخت و دردناک و رنجها گرفتار ساختیم تا به درگاه خدا روی آورند.
3- انسان در آغوش مشکلات پرورش می یابد : حوادث سخت و ناگوار، ما را قوی و قادر میسازند. بسیار شنیده اید که تقریبا همه ی نوابغ جهان در میان مشکلات و ناراحتی ها بزرگ شده اند. و یا مثلا سیاستمداران قوی آنهایی هستند که با مشکلات و بحران ها دست و پنجه نرم کرده اند. یکی از تاریخ نویسان معروف غرب میگوید : هر تمدن درخشانی در طول تاریخ در نقطه ای از جهان ظهور کرده به دنبال این بوده است که یک کشور مورد هجوم یک قدرت بزرگ خارجی قرار گرفته، و نیروهای خفته ی آنها را بیدار و بسیج کرده است ! خداوند در قرآن کریم میفرماید : فعسی ان تکرهو اشیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا (3) یعنی ای بسا چیزی را ناخوشایند بشمرید اما خداوند در آن خیر فراوان قرار دهد.
4- مشکلات سبب بازگشت به سوی خدا : جزء جزء وجود ما هدفی دارد، چشم هدفی دارد، گوش هدفی دارد، حتی خطوط سرانگشتان هم نیز فلسفه ای دارند. پس چطور ممکن است کل وجود ما بدون هدف و فاقد فلسفه باشد. اما هدف چیست ؟ هدف، چیزی جز تکامل یافتن انسان در تمامی زمینه ها نیست که در این راه خداوند به انسان ها عنایاتی کرده است و به آن ها فطرت پاک، پیامبران، کتابهای توحیدی و ... را اعطا فرموده است. برای تکمیل این هدف، گاه گاهی خداوند عکس العمل گناهان و خطاهای زشت انسان را به او نشان میدهد تا به عواقب شوم اعمالش آگاه شود. خداوند میفرماید : ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون (4) فساد در خشکی و دریا به خاطر اعمال مردم آشکار شد خدا میخواهد نتیجه ی قسمتی از اعمال آنها را به آن ها بچشاند شاید بیدار شوند و به سوی او بازگردند.
5- مشکلات و فراز و نشیب ها به زندگی روح میدهد : مواهب و نعمت ها اگر یکنواخت باشند، ارزش خود را از دست میدهند. مثلا اگر در تمام عمر بیماری وجود نداشت، هرگز لذت سلامتی احساس نمیشد. بطور کل زندگی یکنواخت، خسته کننده و بی روح و مرگبار است. چرا جهان طبیعت انقدر زیباست ؟ چرا منظره ی جنگل هایی که بر روی کوهپایه ها می روید و نهرها بصورت مارپیچ از لابلای درختان کوچک و بزرگش میگذرد آنقدر جالب و دل انگیز است ؟ یک دلیل روشن آن، عدم یکنواختی است.
6- مشکلات خود ساخته : ممکن است حوادث و اتفاقاتی برای شخصی رخ بدهد که ربطی به خدا ندارد. ممکن است انسان ستمگری بر کسی ظلم کند و یا ممکن است خانه های روستایی که استوار و محکم نیستند با یک حرکت شدید باد خراب شوند و جان انسان ها را بگیرد ؛ خب طبیعتا هنگامی که خانه هایی از یک مشت گل و چوب درست شده است مشخص است که با یک حرکت شدید باد فرو میریزد و نباید وضع بهتری را انتظار داشت. در این موارد بجای اینکه بر کار خداوند ایراد بگیریم باید اشکال کار خود را پیدا کنیم زیرا خداوند بر هیچکس ذره ای ظلم نمیکند. فرمود : ان الله لا یظلم الناس شیئا ولکن الناس انفسهم یظلمون (5) خداوند کمترین ظلمی به کسی نمیکند ولی مردم بخویشتن ظلم و ستم روا میدارند.

منابع :
1- سوره اسراء آیه 85
2- سوره انعام آیه 43
3- سوره نساء آیه 19
4- سوره روم آیه 41
5- سوره یونس آیه 44

تخلیص از کتاب :
اصول عقائد آیت الله العظمی مکارم شیرازی


نوشته شده توسط الـــعبد در جمعه 13 بهمن 1391 و ساعت 09:44 ق.ظ [+] | نظرات ()