تبلیغات
گفتگوی دینی - خیانت به امانت 3 و پایانی

http://up.vbiran.ir/images/kvvv99w484ezf4gex3.jpg

تماس با مدیر
ایمیل : Skipper.2012@Yahoo.Com

اطلاعیه : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
اطلاعیه : با عرض سلام و احترام به اطلاع میرسانیم به زودی و پس از اتمام سلسله مباحث گناه شناسی، مسابقه ای در همین رابطه برگزار خواهیم کرد و جوایزی به نفرات برگزیده اهدا خواهد شد ان شاء الله.

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

http://up.vbiran.ir/images/zbzyfy4oicqtfbq0pz0.jpg

سلام علیکم . قبل از اینکه پست رو شروع کنم از تمامی دوستان واقعا عذرخواهی میکنم بابت فعالیت کمی که در این چند وقت کردم و از جناب عارف هم بابت پست هاشون ممنونم. چون درس بنده هم شروع شده فکر میکنم کمتر به آپ کردن وب برسم اما به امید خدا فعالیتی مستمر خواهم داشت.
خلاصه و نکاتی از این مطلب :
1- تا زمانی که مدت اجاره تمام نشده است صاحب مال نمیتواند مالش را بخواهد.
2- اگر شخص مالی را در دست کودک یا دیوانه ببیند و بترسد که ممکن است آن مال در دست او از بین برود، میتواند از او بگیرد و به ولی و سرپرستش بدهد و اگر فرضا نابود شد و از بین رفت ضمانتی ندارد.
3- به ما دستور رسیده است که راز خود را به کسی نگویید هرچند او بهترین دوست شما باشد.
 برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید .
اگر مالی دست کسی بعنوان اجاره یا عاریه یا رهن و مضاربه باشد ( ودیعه نباشد ) زمانی که دیگر این عنوان را نداشتند مثلا زمان اجاره تمام شد اگر صاحب مال، پول را خواست باید فوری به او پرداخت کرد اما تا زمانی که مدت اجاره تمام نشده است صاحب مال نمیتواند مالش را بخواهد و همچنین تا بدهکار بدهی اش را نپردازد نمیتواند وثیقه ای که پیش طلبکار گذاشته را بخواهد. بعضی ها گفته اند زمانی که مهلت اجاره تمام شد باید فورا مال به صاحبش بازگردد هرچند صاحب مال این را اعلام نکند اما اگر صاحب مال فرصت بیشتری داد نگهداشتن آن مال اشکالی ندارد. و همچنین در مورد عاریه ( دادن مال به دیگری طوریکه بصورت رایگان و مجانی از آن استفاده کند ) هر وقت صاحب مال آن را خواست باید سریع به او داد. ( مانند ودیعه )
اگر انسانی امانتی داشته باشد و صاحب آن را میشناسد باید به او برگرداند هرچند صاحب امانت خودش نداند یا یادش رفته باشد و بطور کل آن را نخواهد اما اگر صاحب امانت را نمیشناسد باید تا یک سال دنبال صاحب امانت بگردد و پس از یک سال اگر صاحبش را پیدا نکرد، آن را صدقه بدهد. ( به تفصیلی که در رساله ها آمده است )
شرطی که برای درستی ودیعه ذکر شده است این است که کسی که امانت میدهد و کسی آن امانت را میگیرد باید هم عاقل و هم بالغ باشند. بنابراین نمیتوان به مال کودک یا دیوانه دست زد مگر با اجازه ی ولی و سرپرست او و اگر مالی را از کودک یا دیوانه گرفت و مال، از بین رفت شخص ضامن آن است و باید آن را به ولی کودک یا دیوانه برساند ( نمیتواند به خود کودک یا دیوانه مجددا بدهد ) همچنین اگر شخص مالی را در دست کودک یا دیوانه ببیند و بترسد که ممکن است آن مال در دست او از بین برود، میتواند از او بگیرد و به ولی و سرپرستش بدهد و اگر فرضا نابود شد و از بین رفت ضمانتی ندارد.
حالا یک سوالی پیش می آید. اگر کسی امانت من را پس نداد، من هم میتوانم امانت او را پس ندهم و بجای امانت خودم بردارم ؟ این را اصطلاحا میگویند " مقاصه از مال امانتی " که به معنی تقاص گرفتن از امانت است. بعضی از فقیهان قدیمی مانند شیخ در نهایه گفته اند تقاص از مال امانتی جایز نیست. در حدیثی آمده است که سلیمان خالد از امام صادق (ع) پرسید که از شخصی طلب داشتم و به من نداد و منکر شد و سوگند هم خورد که بدهی ندارم پس از آن مالی از او به عنوان امانت نزد من آمد ( به دست من رسید ) آیا میتوانم امانتش را به او رد نکرده ( برنگردانم ) بابت طلب خودم تصرف کنم ؟ امام (ع) فرمودند : اگر آن شخص به تو خیانت کرد تو نباید با او تلافی به مثل و خیانت به امانتش کنی و خود را به آنچه به او عیب گرفتی ( خیانت ) آلوده مساز. ( نهایه ) اما آنچه که بین فقیهان مشهور است این است که تقاص از مال ودیعه اشکالی ندارد هرچند احتیاط، ترک این کار است. ( کتاب قضاء از ملحقات عروه الوثقی )
باید توجه داشت که مبادا مال امانتی دست انسان بماند که در قیامت باری سنگین خواهد بود. در روایتی آمده است که پیامبر اکرم (ص) دستور دادند یک نفر از طرف آن حضرت بین خلق ( مردم ) ندا کند ریسمان یا سوزنی که به خیانت برده اید برگردانید جز این نیست که خیانت در قیامت سبب رسوایی و سر به زیری است. ( شرح کافی ) در قرآن آمده است : یعرف المجرمون بسیماهم ( سوره الرحمن ) علامه مجلسی در شرح این مطلب فرموده است مال خیانت شده را به دوش خیانت کننده میگذارند و این علامت و نشانه ای میشود برای شناخت او که البته این امر کلی برای ورود به محشر است. همانطور که اشاره شد باید سعی شود تا مال امانتی نزد انسان نماند. در هنگام بیماری پیامبر (ص) شش یا هفت دینار از مال فقیران نزد ایشان بود. آن را طلبیدند و شمردند. سپس فرمودند : چه گمان است محمد را که خدا را دیدار کند و این دینارها با او باشد. پس آن ها را به دست امام علی (ع) دادند تا به فقرا برسانند و بعد فرمودند اینک راحت شدم. ( ناسخ التواریخ جلد3 حالات رسول خدا (ص) صفحه 544 )
بعضی وقت ها انسان رازی یا سرّی را از کسی میشنود که میخواهد به کسی گفته نشود، یا اینکه یک مطلب پنهانی از کسی را به صورت غیراختیاری میشنود که در همه ی این حالات این سرّ و مطلب نهانی، امانت به حساب می آید و نباید آن ها را افشا کند که خیانت به امانت است. امام علی (ع) فرمودند : فاش کردن رازی که به تو سپرده شده خیانت و غذر است. ( غرر الحکم تألیف آمدی ) همچنین اگر انسان به مجلسی میرود، محتوای آن مجلس امانت به حساب می آید. پیامبر اکرم (ص) به حضرت اباذر فرمودند : مجالس امانت و فاش کردن راز برادرت خیانت است پس از آن بپرهیز. ( وسائل الشیعه ) از آنچه که در مجلسی اتفاق می افتد فقط میشود سه مورد را فاش کرد و گواهی داد : 1- ریخته شدن خون مسلمانی که به ناحق کشته شود 2- زنا 3- بردن مالی که بردنش حلال نباشد ( جلد 16 بحار نقل از امالی مفید )
یکی از مراتب خیانت به امانت این است که مطالب سرّی مسلمانان را برای کفّار فاش کند مانند اینکه اطلاعات نظامی و سیاسی مسلمانان را درجنگ با کفّار به آن ها بگوید تا دشمن تقویت و مسلمین ضعیف شوند.
در دستوراتی که به ما رسیده است امده است راز خود را به کسی نگویید هرچند او بهترین دوست شما باشد زیرا ممکن است این دوستی، ختم به دشمنی شود. امام صادق (ع) به یکی از یاران فرمودند : دوستت را از رازت آگاه نکن مگر آنچه را که اگر دشمنت از آن خبردار شود ضرری برای تو نداشته باشد زیرا ممکن است دوستت روزی دشمنت شود. ( بحارالانوار نقل از امالی )
الحمدلله این گناه هم به پایان رسید ( بصورت خلاصه )


نوشته شده توسط الـــعبد در چهارشنبه 19 مهر 1391 و ساعت 01:51 ق.ظ [+] | نظرات ()