تبلیغات
گفتگوی دینی - راهی به کوی دوست

http://up.vbiran.ir/images/kvvv99w484ezf4gex3.jpg

تماس با مدیر
ایمیل : Skipper.2012@Yahoo.Com

اطلاعیه : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
اطلاعیه : با عرض سلام و احترام به اطلاع میرسانیم به زودی و پس از اتمام سلسله مباحث گناه شناسی، مسابقه ای در همین رابطه برگزار خواهیم کرد و جوایزی به نفرات برگزیده اهدا خواهد شد ان شاء الله.

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

سلام علیکم
عرفان را دو صورت است:
۱- عرفان نظری
۲-عرفان عملی
ما را با صورت اول کاری نیست؛ چرا؟ چون در راه رسیدن به باری تعالی باید جهد و تلاش کرد.
برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید.
عرفان را دو صورت است:
۱- عرفان نظری
۲-عرفان عملی
ما را با صورت اول کاری نیست؛ چرا؟ چون در راه رسیدن به باری تعالی باید جهد و تلاش کرد.
عرفان عملی را طی طریقی است که آن را منازل سیر و سلوک گویند؛ بدان معنا که باید در رفتار، تحول ایجاد کنی تا صفت های خلقی بشری که از روح او به ودیعه داری متعالی گردد ودرخور شأن آدم؛ همان آدمی که خدا ازروح خود در وجودش دمید تا لایق نعمتهایش گردد.

و سلوک را سه منزل است.
اوّل: «سیر من الخلق الی الحق»؛ بریدن از ماسوی الله برای پیوند به خداوند.
دوّم: «سیر من الحق فی الحق»؛ ادامه و استمرار پیوند با خدای سبحان و سعی در تحکیم آن پیوند تا نیل به مقام آدمیّت.
سوّم: «سیر من الحق الی الخلق»؛ بازگشت به میان خلق و اجتماع به منظور هدایت مردم، پس از کامل شدن و رسیدن به مقام عبودیّت.

 سیر اوّل حرکت عرفانی انسان، سیر به سوی خداوند متعال است و در آن حرکت باید مسیری باریک‌تر از مو و برنده‌تر از شمشیر را بپیماید تا به مطلوب برسد و خود این سیر، دارای هفت منزل می‌باشد. در واقع می‌توان گفت سیر وسلوک دارای سه منزل کلّی است که منزل اوّل آن دارای
هفت منزل است و عمدۀ اهداف سیر و سلوک برای سالک عادی در همین هفت منزل تحقّق می‌یابد.
 آنچه در این مباحث بدان پرداخته خواهد شد، شرح منازل هفتگانه‌ است  .

منزل اوّل: یقظه (بیداری)؛ این حرکت همان توجّه و تفکّر است . اگر انسان خواب باشد مثل کرم ابریشم دور خودش را در این دنیا می‌تند و ارتباطش با دیگران قطع می‌شود. پس منزل اوّل بیداری است
منزل دوّم: توبه؛ در منزل دوّم باید یک حالت پشیمانی در مقابل خداوند برای سالک پیدا شود و بفهمد که نیاز به یک شستشوی باطنی دارد.
منزل سوّم: تقوی؛ بعد از انجام توبه و پاک شدن سالک از گناه، در منزل سوم روح خشیت از خداوند در عمق وجود او به حکومت خواهد رسید.
منزل چهارم: تخلیه؛ تخلیه یعنی کندن و ریشه‌کن‌‌کردن درخت رذالت از دل. سالک در این منزل رذایلی مانند حسادت، خود خواهی، دنیا طلبی، ریاست طلبی، هوا پرستی و... را از وجود خود پاک می‌نماید.
منزل پنجم: تحلیه؛ پس از ریشه‌کن کردن رذیلت‌ها، مملکت دل سالک، به زیور شجرۀ طیبۀ فضائل اخلاقی آراسته می‌شود و به مرور زمان درخت فضائل را در وجود خویش بارور می‌کند، به گونه‌ای که خودش و دیگران از میوۀ این درخت، بهره‌مند می‌شوند. حتّی به مرحله‌ای می‌رسد که دیگران را برخودش مقدم می‌دارد:
«وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً»سوره انسان -آیه ۸
منزل ششم: تجلیه؛ در منزل ششم نور خدا در وجود انسان جلوه‌گر می‌شود. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:
«یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ» سوره حدید-آیه ۱۲
«یَوْمَ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قیلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً»سوره حدید -آیه۱۳
مؤمن در روز قیامت که خورشید و ماه و ستارگان همه خاموشند، با این نور که در دنیا برای خود فراهم کرده راه را می‌پیماید و آن کسانی که نور ندارند می‌گویند اجازه دهید ما از نور شما استفاده کنیم و مؤمنین جواب می‌دهند ما اجازۀ این کار را نداریم. این نور باید در دنیا تهیه شود.
پیامبر اعظم«صلی الله علیه و آله و سلم» در روایتی می‌فرمایند:
«اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»از کتاب الکافی-جلد ۱- صفحه ۲۱۸
این نور در دنیا ممکن است برای کسانی باشد که اصلاً سواد معمولی هم ندارند. امّا بین حق و باطل را خوب تشخیص می‌دهند. خداوند منّان می‌فرماید:
«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا» سوره انفال-آیه۲۹
که فرقان همان قدرت تشخیص حق از باطل است.
منزل هفتم: لقاء؛ در منزل هفتم سالک، فانی فی  الله می‌شود و به لقای پروردگار نائل می‌آید. خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید:
«لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَا أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ»بحارالانوار-جلد۵۵-صفحه۳۹
یعنی من در جهان نمی‌گنجم، این جهان مخلوق من است، امّا اگر می‌خواهی جایی برای من پیدا کنی آنجا دل مؤمن است. این دل مؤمن است که هیچ چیز و هیچ کس در آن غیر از خدا وجود ندارد. انسان در این مقام به جایی می‌رسد که در می‌یابد عالم محضر خداست و در می‌یابد که وقتی به نماز می‌ایستد، در حال صحبت کردن با خداوند است. سپس مکالمۀ او با پروردگار متعال تبدیل به معاشقه می‌شود.
پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند:
«الرَّكْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا» وسائل الشیعه-جلد ۸-صفحه ۱۵۶
ارزش دو رکعت نماز در دل شب پیش من از دنیا و آنچه در دنیا است، بالاتر است.
انسانی که این منزل را بپیماید، مصداق ولیّ خدا می‌شود. دیگر ترس و غم و غصه در او راه ندارد و سراسر وجودش سرور و شادی است.
«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» سوره یونس-آیه ۶۲
از نظر عرفا و اهل دل، منزل لقاء، منزل آخر است. امّا بنابر تعبیر استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی«ره» همۀ این منازل در حقیقت مقدّمه بوده و تازه سالک به ابتدای راه رسیده است. چنین انسانی نمی‌شود از حرکت بایستد. توقّف در وادی سلوک، آهسته آهسته سالک را به منزل اوّل برمی‌گرداند و سپس از مسیر خارج می‌سازد.



نوشته شده توسط عارف در دوشنبه 10 مهر 1391 و ساعت 05:29 ق.ظ [+] | نظرات ()