تبلیغات
گفتگوی دینی - انسان خلیفه الله؛ چرا؟

http://up.vbiran.ir/images/kvvv99w484ezf4gex3.jpg

تماس با مدیر
ایمیل : Skipper.2012@Yahoo.Com

اطلاعیه : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
اطلاعیه : با عرض سلام و احترام به اطلاع میرسانیم به زودی و پس از اتمام سلسله مباحث گناه شناسی، مسابقه ای در همین رابطه برگزار خواهیم کرد و جوایزی به نفرات برگزیده اهدا خواهد شد ان شاء الله.

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

چرا انسان خلیفه الله شد ؟
مقام خلیفه اللهی یعنی چه ؟
برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید .
سوره مبارکه بقره؛ آیه 30
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
(به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمین، جانشینى قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟ در حالی که ما تسبیح و حمد تو را بجا مى‏آوریم، و تو را تقدیس مى‏کنیم. پروردگار فرمود: من حقایقى را مى‏دانم که شما نمى‏دانید.
آری نمیدانید که خداوند تبارک چه آموخت بر انسان وآنچه دمید برآن گل کیمیایی بود که گل کهنه و بدبوراالماسی تابنک ساخت که انوار الهی را باز تاباند درهمه عالم
نظرى كرد كه بیند به جهان صورت خویش       خیمه در مزرعه آب و گل آدم زد         حافظ
ودر حالی كه مقام خلافت همان طور كه از نام آن پیداست، تمام نمیشود مگر به اینكه خلیفه نمایش گر مستخلف باشد و تمامى شئون وجودى و آثار و احكام و تدابیر او را حكایت كند،
البته آن شئون و آثار و احكام و تدابیرى كه به خاطر تأمین آنها خلیفه و جانشین براى خود معین كرده،
و خداى سبحان كه مستخلف این خلیفه است در وجودش مسماى به اسماء حسنى، و متصف به صفات علیائى از صفات جمال و جلال است و در ذاتش منزه از هر نقصى و در فعلش مقدس از هر شر و فسادى است. (ترجمه المیزان؛ جلد1)
خلق ما بر صورت خود كرد حق              وصف ما از وصف او گیرد سبق      مولانا
نتیجه این که خلیفة الله به معنای جانشنی در تمام صفات کمال است
بروز صفات و اسمای الاهی در عده ای از حدّ ملکه فراتر رفته عین هویت و وجود آنها می گردد، ازاین رو، هرگز از آنها جدا نمی­شود؛ زیرا چیزی که عین ذات شد سلب آن از ذات، سلب شیء از خود می­شود و محال است. خلافت چنین انسانی نیز عین هویت او است و هرگز از او جدا نمی­شود. وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ‏  همین مصداق است.
در انسان هایی که همۀ اسما به نحو ضعیف یا متوسط حضور دارد و ثبوت اسما و کمالات الاهی برایشان در حدّ “حال” است؛ ـ یعنی گاهی واجد و زمانی فاقد آنها می­شوند_ و یا در حد “ملکه” است؛ یعنی دارا شدن اسما برایشان سهل و زوالش از آنان به کندی صورت می گیرد ـ، خلافت آنان نیز در حد حال و ملکه است. فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ ‏ به این گروه اطلاق میگردد.
کسی که اسمای الاهی را  به نحو ضعیف دارند و آن را در خود به فعلیت نرسانده، بالقوه خلیفۀ خدا است.و اینهاهم مصداق وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ‏ هستند.


نوشته شده توسط عارف در چهارشنبه 22 شهریور 1391 و ساعت 05:54 ق.ظ [+] | نظرات ()