تبلیغات
گفتگوی دینی - گواهی ندادن 2 و پایانی

http://up.vbiran.ir/images/kvvv99w484ezf4gex3.jpg

تماس با مدیر
ایمیل : Skipper.2012@Yahoo.Com

اطلاعیه : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
اطلاعیه : با عرض سلام و احترام به اطلاع میرسانیم به زودی و پس از اتمام سلسله مباحث گناه شناسی، مسابقه ای در همین رابطه برگزار خواهیم کرد و جوایزی به نفرات برگزیده اهدا خواهد شد ان شاء الله.

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

http://up.vbiran.ir/images/79ws4c4sm0bunvyzspj6.jpg

سلام علیکم . به بحث نهایی گواهی ندادن می رسیم . در اینجا لازم می بینم تا مطلبی که سمت راست وب، در بخش منوی اصلی نوشتیم را اینجا هم بیان کنیم : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
خلاصه و نکاتی از این مطلب :
1- اگر در موردی گواهی دادن موجب رسیدن ظلم یا ضرری به مسلمانی شود جایز نیست گواهی دهد و لازم است کتمان شهادت کند.
2- اگر ضرری که به دست مسلمانی میرسد درست و بجا باشد و شخص مستحق آن ضرر باشد باعث ساقط شدن شهادت نمیشود.
3- ضرر غیر از عدم نفع است.
برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید .
هروقت شخص پس از اینکه حاضر شد و مطالبی را مشاهده کرد ( در پست قبلی به تفصیل ذکر شد ) از او بخواند که گواهی دهد باید آنچه شنیده یا دیده بگوید و شهادت دهد و اگر آن را بپوشاند مرتکب گناه کبیره شده است. اگر مثلا شخصی در مهمانی ای باشد و به صورت اتفاقی معامله ی دو نفر را ببیند یا شاهد چیزی باشد و بعدا از او بخواهند که آن چه را دیده یا شنیده گواهی دهد دو صورت پیدا میشود :
1- اگر مثلا من گواهی بدم و ضرری را از مسلمانی دفع کنم یا اینکه با گواهی من مسلمانی به حقش میرسد و اگر گواهی ندهم مسلمانی ضرر میکند یا حقش ضایع میشود و به آن نمی رسد واجب است گواهی دهم بلکه زمانیکه مثلا صاحب حق هم نمیداند من شاهد آن معامله بودم یا فراموش کرده، واجب است خود را معرفی کنم و گواهی دهم اما اگر سکوت کنم و با سکوتم حق مسلمانی ضایع بشود یا ضرری به او برسد هم کتمان شهادت کرده ام و هم به مظلوم کمک نرسانده ام و هم نهی از منکر عملی نکرده ام.
2- اگر مثلا من را گواه نگرفته باشند و بصورت اتفاقی دیده و گواه بوده باشم در صورتی که سکوت من موجب ضرر رسیدن به مسلمانی نمیشود و حق مسلمانی ضایع نمیشود واجب نیست گواهی دهم هرچند از من هم بخواهند که گواهی دهم. زیرا من را گواه و شاهد نگرفته بودند و هم اینکه موجب ضایع شدن حق مسلمانی و یا ضرر رسیده به مسلمانی نمیشود. و همچنین قابل ذکر است اگر من را شاهد نگرفته باشند، و من سکوت کنم و با سکوتم به مسلمانی ظلمی نشود و حقش ضایع نشود، دیگر کتمان شهادت هم نیست.
شاهد و گواه باید دقت کند از روی یقین شهادت بدهد و چیزی را که به چشم خودش دیده و با گوش خودش شنیده بگوید و هر چه که میگوید برایش مثل آفتاب روشن باشد.
باید بدانیم مواردی که ذکر شد برای گواهی دادن مشروط بر این است که به خاطر گواهی دادن، ضرری به مال یا جان و آبروی خودش یا مسلمان دیگر نرسد زیرا برای این گفته اند کتمان شهادت حرام است که از ضرر جلوگیری شود و عدالت گسترش یابد پس اگر در موردی گواهی دادن موجب رسیدن ظلم یا ضرری به مسلمانی شود جایز نیست گواهی دهد و لازم است کتمان شهادت کند مثلا میداند اگر گواهی دهد مسلمانی را آزار می دهند و شکنجه میکنند. چنانچه حدیثی که از امام صادق (ع) بدست ما رسیده است به همین مضامین است. ( وسائل الشیعه ج18 ص250 حدیث3 ) همچنین در حدیثی آمده است محمد بن قاسم از حضرت موسی بن جعفر (ع) پرسید : ( مضمونا ) مردی از دوستان شما بدهکار به یکی از مخالفین است. این بیچاره مالی ندارد که بدهی اش را بپردازد. اگر طلبکار گواهانی داشته باشد که از دوستان شمایند و میدانند بدهکار ناتوان است میتوانند بر دِین او گواهی دهند ؟ امام فرمود : نمیتوانند گواهی دهند و بدهکار هم نباید قصد ستم بر طلبکار داشته باشد یعنی باید قصد داشته باشد که هر وقت توانایی پیدا کرد طلب او را بپردازد. ( کافی تهذیب - کتاب الشهادات فروع کافی ج7 ص388 )
اینکه میگوییم هر وقت گواهی دادن موجب ضرر رسیدن به مسلمانی شود نباید گواهی داد در صورتی است که آن ضرر، بیجا باشد و کسی که ضرر را متحمل میشود استحقاق آن را نداشته باشد پس اگر ضرر درست و بجا باشد و شخص مستحق آن ضرر باشد باعث ساقط شدن شهادت نمیشود مثلا من شاهد هستم و به کسی که میخواهم بر ضررش شهادت بدهم بدهکار هستم . طلبکار آن مال را به من بخشیده است اما اگر بر ضرر او شهادت دهم مالش را پس میگیرد در این صورت نمی توانم از گواهی دادن خودداری کنم اما اگر شخص از دادن بدهی خود واقعا ناتوان باشد و نادارائی خودش را نتواند ثابت کند و به خاطر گواهی دادن در حرج و زحمت فوق العاده ای میفتد این ضرر عذر موجهی است برای اینکه شهادت ندهد.
ناگفته نماند که ضرر غیر از عدم نفع است. مثلا گواهی دهنده هر ماه مبلغی را بعنوان مستمری از کسی که میخواهد بر ضدش گواهی دهد میگیرد و اگر شهادت دهد دیگر به او نفعی نمیرساند در این صورت شاهد نمیتواند از ادای گواهی خودداری کند. اما اگر این مستمری که میگیرد برای معیشت روزانه اش باشد و در صورت قطع آن، در مشقت و سختی زیادی میفتد که به هیچ وجه قابل تحمل نیست در این صورت دیگر به شخص با قطع شدن مستمری ضرر میرسد پس مانعی ندارد که در این حال گواهی ندهد.
خلاصه مطلب این که در سه گناه قسم دروغ و گواهی دروغ و کتمان شهادت ( بحث ما ) اگر ضرری باشد یعنی موجب این شود که ضرری به مسلمانی برسد که غیر مستحق باشد حرام نیست بلکه جایز و در برخی موارد واجب است و هر وقت موجب ضرر مستحق یا نرسیدن به منفعت باشد حرام و گناه کبیره است.


نوشته شده توسط الـــعبد در یکشنبه 8 مرداد 1391 و ساعت 10:12 ب.ظ [+] | نظرات ()