تبلیغات
گفتگوی دینی - غیبت 3 و پایانی

http://up.vbiran.ir/images/kvvv99w484ezf4gex3.jpg

تماس با مدیر
ایمیل : Skipper.2012@Yahoo.Com

اطلاعیه : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
اطلاعیه : با عرض سلام و احترام به اطلاع میرسانیم به زودی و پس از اتمام سلسله مباحث گناه شناسی، مسابقه ای در همین رابطه برگزار خواهیم کرد و جوایزی به نفرات برگزیده اهدا خواهد شد ان شاء الله.

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

سلام علیکم . به بحث سوم و پایانی گناه غیبت میرسیم که وارد بحث موارد جواز غیبت ( یعنی در چه صورت میشود غیبت کرد ) و دو زبانی و کفاره و توبه غیبت میرسیم که 8 مورد از بحث موارد جواز غیبت را از سایت پاسخگو استفاده کردم که البته بعضی های آن را کمی ویرایش کردم .
خلاصه و نکاتی از این مطلب :
1- غیبت کردن از کسی که فسقش آشکار باشد با توجه به نکات داخل متن اشکالی ندارد .
2- اگر غیبت کننده از کسانی باشد که در حضور آن شخص ( که غیبتش را کرده ) مدحش را بگوید و در نبودش غیبتش را بکند ، عذاب چنین شخصی دوبرابر است .
3- شخصی که غیبتش شده حقی بر گردن غیبت کننده پیدا میکند. باید در صورتی که امکان دارد از او طلب عفو کند و او را از خودش خشنود سازد و دیگر مسائل که در داخل متن آمده است .
 برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید .
در مواردی میشود غیبت کرد که اصطلاحا میفرمایند موارد جواز غیبت . و آنها عبارت اند از :
1- دادخواهی: اگر انسان براى دادخواهى نزد کسى که مى تواند حق او را بگیرد از دیگرى که بر او ظلم نموده،‌ تظلّم و دادخواهى کند به گونه اى که مستلزم ذکر نام او باشد اشکال ندارد.قرآن مجید به کسانی که مظلوم واقع شده اند اجازه داده است که فریاد بکشند و حق خود را بگیرند.
بنابراین اگرغیبت ظالم ، باعث رفع ظلم شود (شنونده ، قاضی یا شخصی باشد که بتواند مثلا با نصیحت ظالم رفع ظلم کند) اشکال ندارد.
2- غیبت کردن از کسى که فسقش آشکار باشد نه پنهانی، مثل این که ظرف شراب را آشکارا در خیابان و بازار به دست گرفته، بیاشامد،‌ همچنین کسى که پرده حیا را انداخته، در حضور مردم از گناه کردن حیا نمى کند، مثلاً کسى که ریش تراش است بگوییم ریش تراش است. قدر مسلّم جواز غیبت، گناهى است که آشکارا به جا مى آورد ( یعنی فقط همان گناهی که آشکارا کرده را میشود غیبت کرد). امام صادق (ع)می فرماید: هرگاه فاسق به فسق خود تظاهر نماید احترامی ندارد وغیبت او جایز است. پس اگر خودش اقرار به گناه نداشت و مثلا گفت بخاطر بیماری، روزه نمیگیرم نباید غیبت کرد.
3- جرح شاهد یا راوی: هنگامى که انسان ببیند شخص فاسقى در دادگاه بر امرى شهادت مى دهد یا روایتى نقل مى کند، براى حفظ حقوق مسلمانان و احکام شرع باید هر چه درباره او مى داند، بیان کند.
4- غیبت در مقام مشورت: هرگاه مسلمانى با کسى در خصوص معامله اى یا شناخت شخص دیگرى مشورت نمود، و طرف مشورت، عیبى از شخص مى داند که اگر نگوید معامله صورت مى گیرد و مسلمان به ضرر مى افتد یا این که امرى تحقق مى شود که مشورت کننده لطمه جبران ناپذیرى مى بیند، ذکر عیب مانعى ندارد.
دو نکته را در این مورد باید دقت کرد : یکی اینکه شخص در صورتی عیب آن شخص را بگوید که ضرر مفسده ی نگفتن بیشتر باشد . اما اگر مثلا با گفتن آن عیب ، آبروی او رفت و رسوا شد و بیشتر از ضرری است که به شخص مشورت کننده در معامله میرسد ، نباید آن را گفت . نکته ی دوم اینکه در صورتی جایز است عیب را بگوید که ناچار باشد برای جلوگیری از مفسده ی معامله بگوید . بنابراین اگر مثلا در همین حد بگوید که من صلاح نمی بینم با او معامله کنی و او گوش میدهد، باید به همان اکتفا کرد .
5- غیبت کردن به قصد نهى از منکر، با شرایط آن مانعى ندارد؛ به این معنا که هر گاه منکرى را از مسلمانى ببیند و بداند اگر غیبتش را بکند، آن را ترک مى کند جایز است، ولى اگر احتمال بدهد آن را ترک کرده، ذکر آن جایز نیست.
اگر مفسده هتک آبروى مسلمان، بیشتر از مفسده منکرى که مشغول آن است باشد، غیبت کردنش جایز نیست، هر چند یقین داشته باشد که به واسطه غیبت کردن، آن گناه را ترک خواهد کرد. ضمنا این هم باید دانست که هرگاه گناهی از مسلمانی دیده میشود باید تا بشود آنرا حمل بر صحت کرد.
6- ذکر کردن کسى به عیب و نقصى که به آن مشهور و نشانه اش شده است مانند احول (چشم چپ) و اعرج (شل)، لیکن در صورتى که قصد عیب جویى نداشته و فقط به منظور معرفى و شناساندن شخص باشد و طرف از ذکر این القاب ناراحت نباشد. در غیر این صورت باید از این القاب استفاده نکند چون موجب رنجش و آزار برادر دینى مى شود.
7- ردّ ادعاى کسى که به دروغ به خود نسبتى مى دهد: رد کردن کسى که به دروغ ادعاى نسبتى کند، زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده ها، مقدّم بر مفسده هتک ادعا کننده است.
8- غیبت کردن و ظاهر کردن عیب کسی که گمراه و گمراه کننده است، و در دین خدا بدعت گذاشته، به قصد اینکه مردم فریبش را نخوردند و در دامش نیفتد . ( که البته بحث بدعت، بحثی جداگانه هست )
9- در کتاب کشف الریبه ، از بعضی از فقها نقل شده است که اگر دو نفر گناهی را از شخصی ببینند و در غیابش با یکدیگر نقل کنند جایز است. زیرا گوینده چیزی که پنهان باشد برایش را نگفته بلکه چیزی که خودش دیده را برایش بازگو میکند . شهید فرموده ترک چنین گفتاری بهتر است، خصوصا در صورت احتمال فراموش کردن شنونده یا ترس مشهور شدن اصل قضیه . من باز تأکید میکنم اگر این نقل از روی سرزنش و یا بدگویی از آن شخص باشد حرام است .
10- به طور کلى هر موردى که مصلحت غیبت کردن،‌ از مفسده هتک احترام مؤمن بیشتر باشد، مانند شهادت دادن در مواردى که لازم است.
البته آمده است اگر غیبت کننده از کسانی باشد که در حضور آن شخص ( که غیبتش را کرده ) مدحش را بگوید و در نبودش غیبتش را بکند ، عذاب چنین شخصی دوبرابر است .
و در پایان ، به بحث کفاره ی غیبت و توبه ی آن میرسیم . اگر کسی غیبت کرد واجب است که فوری پشیمان شود بخاطر اینکه مخالفت پروردگار را کرده است و پس از اینکه پشیمان شد به زبان هم استغفار کند و قصد کند که دیگر چنین گناهی نکند . ظاهر بعضی از روایات نشان میدهد که شخصی که غیبتش شده حقی بر گردن غیبت کننده پیدا میکند. باید در صورتی که امکان دارد از او طلب عفو کند و او را از خودش خشنود سازد . بهتر است در مقابل غیبی که از او کرده او را به نیکی یاد کند. اما در صورتی که غیبت شده ، مرده است و یا اینکه دسترسی به او نیست و یا اینکه طلب عفو کردن از او مانعی دارد و مستلزم محذوری است مثل اینکه او از غیبت بی خبر است، و اگر بشنود ناراحت و غضبناک میشود ، در این صورت باید برای او طلب مغفرت و دعا کند و از خدا بخواهد که او را خشنود سازد .
مطلبی هم در پایان اضافه میکنم که غیبت مومنی که مرده است هم حرام است. در روایت آمده است : احترام مرده ی مسلمان، همچون احترام زنده ی اوست. ( وسائل الشیعه ج 19 ص 47 باب 24 ) و اصلا شاید غیبت مومنی که مرده است ناپسندتر باشد زیرا کسی که زنده است میتواند از خودش دفاع کند اما کسی که مرده است و غیبتش میشود نمیتواند از خود دفاع هم بکند !
الحمدلله این گناه هم به پایان رسید.


نوشته شده توسط الـــعبد در سه شنبه 20 تیر 1391 و ساعت 01:45 ب.ظ [+] | نظرات ()