تبلیغات
گفتگوی دینی - ترک عمدی نماز 1

http://up.vbiran.ir/images/kvvv99w484ezf4gex3.jpg

تماس با مدیر
ایمیل : Skipper.2012@Yahoo.Com

اطلاعیه : به نویسنده ای توانا در زمینه ی نویسندگی، برای ارسال مطالبی غیر از مباحث گناه شناسی نیازمندیم. کسانی که علاقه و توانایی دارند، با ارائه ی ایمیل در نظرات خصوصی و یا بخش تماس با مدیر، با ما در ارتباط باشند.
اطلاعیه : با عرض سلام و احترام به اطلاع میرسانیم به زودی و پس از اتمام سلسله مباحث گناه شناسی، مسابقه ای در همین رابطه برگزار خواهیم کرد و جوایزی به نفرات برگزیده اهدا خواهد شد ان شاء الله.

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

سلام علیکم . ان شاء الله مستحضر هستید که میخواهیم گناه دیگری رو بررسی کنیم که ترک عمدی نماز هست که البته ان شاء الله شما نمازخوان هستید اما باید قبول کنیم دوستانی هستند که نماز نمیخونند و دلایل مختلفی داره که اگه توفیقی بود در این مباحث بررسی خواهیم کرد . 

خلاصه و نکاتی از این مطلب : 

1-  کسی که نماز را واجبی از طرف خدا میداند و به حقانیت قران و رسالت پیامبر (ص) معتقد است اما از روی تنبلی نماز نمیخواند فاسق است . 

2-  در سوره 30 آیه 30 میفرماید :  نماز را بر پا دارید و از شرک آورندگان نباشید.

3- نخستین عملی که در قیامت از آن بازخواست میشود از بنده، نماز است اگر پذیرفته شد، اعمال دیگر هم پذیرفته میشود و اگر قبول نشد، کارهای دیگرش هم رد میشود. 

4- یکی از عذاب های ترک کننده نماز این است که در قیامت ملکی او را بر صورتش میکشاند برای حساب در موقف و مردمان به او مینگرند.

5-  ترک کننده ی نماز، هر کار خیری کند پذیرفته نمیشود و برای آن اجری ندارد.

 برای خواندن متن اصلی به ادامه مطلب مراجعه کنید .

بطور کلی در اول، دو نوع از ترک نماز را بیان میکنیم . در صورت اول شخص، از روی انکار نماز نمیخواند و چون انکار نماز، انکار رسالت پیامبر (ص) و قرآن است این شخص کافر است و از اسلام بیرون است . اما کسی هست که مثلا نماز را واجبی از طرف خدا میداند و به اینکه قرآن حق است و به رسالت پیامبر (ص) معتقد است اما از روی تنبلی نماز نمیخواند که چنین کسی فاسق است . که مثلا در نوع اول حدیثی از حضرت ابی عبدالله (ع) به دست ما رسیده است .( وسائل الشیعه ج3 ص29 )

یک بحث خوبی هم باید اینجا مطرح شود که ترک واجبات داخل در کفر است . چرا ؟ چرا انجام دادن کار حرام کفر نیست ؟ دلیلش این است که در انجام دادن محرمات ( حرام ها ) غالبا شهوت بر انسان غالب میشود و او را وادار به گناه میکند . مثلا به علت شهوت، گناه زنا انجام میدهد یا مثلا به علت غلبه ی نیروی غضب فحش میدهد اما در ترک واجبات هیچ شهوت و غضبی درکار نیست و دلیلش سبک و خوارگرفتن و سستی نمودن در دین است که باز در این مطلب، خصوصا ترک نماز را کفر دانسته اند زیرا مثلا کسی که روزه نمیگیرد شهوت شکم بر او غلبه میکند اما در نماز چیزی جز سبک گرفتن دین نیست. که مثلا صدوق در علل الشرایع تقریبا به همین مضامین از امام صادق (ع) حدیثی نقل کرده است که تارک نماز از ترک آن لذتی نمی برد .

اگر شما مثلا از بعضی از کسانی که نماز نمیخوانند بپرسید چرا نمیخوانید میگویند خدا که به نماز ما نیازی ندارد . خب البته این جواب آنها به علت جهالت آنهاست زیرا آن شخص خود را نیازمند پروردگار و بنده ی او نمیداند و ترک شکرگزاری او را کرده و به اصطلاح گردن کلفتی میکند . 

مثلا اگر ما به آیات 40-46 سوره مدثر و یا آیات 31 و 31 سوره 75 دقت کنیم یکی از صفات منکرین معاد و کافرین این است که نماز نمیخوانند . و یا مثلا در سوره 30 آیه 30 میفرماید : و اقیمو الصلوه و لاتکونوا من المشرکین ( نماز را بر پا دارید و از شرک آورندگان نباشید ) . از حضرت صادق (ع) پرسیدند بزرگترین عملی که بندگان به سبب آن به پروردگار خود نزدیک میشوند چیست ؟ امام فرمودند : پس از شناسائی خدا و پیغمبر (ص) و امام (ع) با فضیلت تر از نماز نمیشناسم . ( فروع کافی ج3 ص264 ) حضرت صادق (ع) میفرماید: نخستین عملی که در قیامت از آن بازخواست میشود از بنده، نماز است اگر پذیرفته شد، اعمال دیگر هم پذیرفته میشود و اگر قبول نشد، کارهای دیگرش هم رد میشود. ( ج118 بحارالانوار صفحه52 ) و احادیثی دیگر به دست ما رسیده است که فکر میکنم تا همین حد برای اثبات صحبت ها و اهمیت نماز کافی بود.

حیلی دوست داشتم به اینجای مطلب برسیم چون حدیثی ذکر خواهم کرد که امیدوارم بدنتون کمی هم که شده بلرزه و از عواقب ترک نماز آگاه شید . شاید یه مقدار حدیث، طولانی باشد اما حقیقتا می ارزد که وقتمان را برای خواندنش بگذاریم . رسول خدا (ص) میفرماید: کسی که نماز خود را سبک گیرد و در بجا آوردنش سستی نماید، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا میفرماید: شش بلا در دنیا و سه تا در موقع مردنش و سه در قبر و سه در قیامت و هنگامیکه از قبر بیرون می آید . اما شش بلای دنیوی : 1- خداوند برکت را از عمرش کم میکند . 2- و برکت را از روزیش برمیدارد . 3- از صورتش نشانه نیکوکاران را برمیدارد . 4- هر کار خیری کند پذیرفته نمیشود و برای آن اجری ندارد . 5- دعایش مستجاب نمیشود . 6- از دعای نیکوکاران بهره ای ندارد . و سه بلایی که هنگام مردنش برای اوست : اول آنکه با ذلت و خواری میمیرد . دوم با گرسنگی . سوم با تشنگی و حالت عطش او طوری است که اگر از نهرهای دنیا بیاشامد سیراب نمیشود . سه بلایی که در قبر به او میرسد : یکی آنکه، ملکی در قبر او گماشته میشود که او را فشار دهد و زجر نماید . دیگر، قبرش برایش تنگ میگردد . سوم آنکه قبرش تاریک و در ظلمت است . و سه بلای قیامتش : یکی آنکه ملکی او را بر صورتش میکشاند برای حساب در موقف و مردمان به او مینگرند. دیگر آنکه در حسابش سخت گیری میشود . سوم آنکه خداوند نظر رحمت به او نمیفرماید و او را پاکیزه نمیکند و برایش عذاب دردناکی است. ( کتاب صلوت مستدرک نقل از فلاح سائل سید بن طاووس )



نوشته شده توسط الـــعبد در یکشنبه 18 تیر 1391 و ساعت 01:26 ق.ظ [+] | نظرات ()